گفتگوی اختصاصی کردستان خبر با مسوول حزب اعتماد ملی در کردستان؛

کد خبر: 2859

اساس مذاکره با آمریکا در شرایط فعلی یک امر غیرعقلانی خارج از عرف است.

متین بیگلری  مسئول حزب اعتماد ملی کردستان در گفتگوی اختصاصی با کردستان خبر  به سوالات ما در رابطه با گفتگو و مذاکره با آمریکا آری یا خیر به سوالات ما پاسخ داده است که از نظر خواهد گذشت؛

 

سوال اول:در شرایطی که دور جدید تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز شده، برخی از جریان های سیاسی گرچه تاکید بر ظالمانه بودن تحریم ها تاکید دارند اما تصریح می کنند که با مقاومتی چند ماهه و رسیدن به نقطه قوت باید مذاکره با آمریکا را کلید زد. نظر شما در این خصوص دیدگاه های مطرح شده از سوی این جریان چیست؟

 

متین بیگلری: بیان نظرات  افراد را اگر بخواهیم به کل یک جناح تعمیم بدهیم این امری ناصواب و ناصحیح است این سوال را از دو منظر می توانیم بررسی کنیم در قالب اول عقد برجام چه فایده هایی داشته برای ما دوم خروج امریکا از برجام چه دلایلی را داشت از بعد حقوقی.

 

در مورد بخش اول باید این مسئله رو مدنظر قرار دهیم که عقد برجام به عنوان سند ارزشمند در عرصه دیپلماسی بوده است

 

ترویج مقررات بین المللی مقرر در شورای امنیت سازمان ملل به وجود اومده از تلاش صادقانه مجاهدان دیپلماسی جمهوری اسلامی بوده که برای کشور توانستند زمینه سازی فرصت های معقولی پدیدار بسازند.

 

شخصا به این باور معتقدم مهم ترین رکن در فلسفه وجودی برجام همان شعاری است که سالها از زبان دوستان محافظه کار شنونده اش بودیم "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" شعاری بود که سالیان متمادی بیان می شد و در دولت یازدهم این شعار توسط شورای امنیت سازمان ملل مورد تایید قرار گرفته و از این رو اعتقاد بنده بر این است  که دیپلمات های ما به پشتوانه فرامین حضرت اقا و آرای مردمی در این عرصه بسیار موفق بودند. در رابطه با مسئله دوم باید به قانون ایالت متحده امریکا مراجعه بکنیم. برجام برای دولت یازدهم یک اولویت بود اما در سوی دیگه این مهم دولت دمکرات امریکا دولت وقت دولت اوباما برجام رو به عنوان یک سند حائز اهمیت مدنظر داشت لذا در هر دو سوی میز افراد برای این مذاکره می کردند که به نتیجه برسند.

 

برعکس سال های قبل از این که مذاکره فقط برای مذاکره صورت می گرفت برجام یک توافق اجرایی بود که برای مبدل شدن به یک پیمان نیاز به تایید مجلس سنا داشت در ایالات متحده با توجه به این که اکثریت سنا در اختیار جمهوری خواهان بود تایید توافق هسته ای در دولت دمکرات ها در مجلس مقبول واقع نشد فلذا تنها راهکاری که اوباما در پیش داشت تایید این توافق در شورای امنیت سازمان ملل بود. راهکاری که با توجه به قواعد دولتی امریکا بر دول دیگه ناپایدار و ناکافی هستش از این رو بعد از روی کار امدن جمهوری خواهان این توافق به خطر افتاد هر چند من معتقدم حتی اگر این توافق در زمان جمهوری خواهان هم صورت می گرفت و سنا در اختیار دمکرات ها بود باز هم به همین مسئله ما دچار میشیدم دلیلش هم همان رقابت های امریکا حزب های فعال در امریکا در ظاهر و در باطن آن عداوت و دشمنی با اساس جمهوری اسلامی است.

 

این قسمت ماجرا را باید یک خطای محاسباتی توسط دیپلمات های خودمان بدانیم و یک اقدام محیرالعقول توسط قوه مقننه و تصویب چند دقیقه ایش!

 

چون در مذاکره با دولت بدعهدی مثل امریکا نباید به شاخه هاکفایت کرد بلکه گره رو باید به ریشه ها بزنیم.

 

اساس مذاکره با امریکا در شرایط فعلی به عنوان بخش دیگری از سوال شما یک امر غیرعقلانی خارج از عرف است زمانی که رقیب مکرر زیر میز بازی میزند هیچ توجیهی برای بازی دیگر یا حتی تکراربازی وجود ندارد تنها راه برای مذاکره احترام و پذیرفتن نتایج مذاکرات قبلی است.

 

اگر آمریکا خودش را ملزم به رعایت برجام میدانست به زعم بنده مذاکره در مورد مسائل مورد توافق طرفین میتوانست صورت بگیرد اما با این وضعیت هر دو جناح سیاسی قانونمند کشور طبیعتا مخالف انجام مذاکره هستند و بیان نظرات توسط برخی از افراد چه اصلاح طلب چه اصول گرا نمیتواند به عنوان نظر یک جناح سیاسی یا جناح سیاسی مطلوب اونها تلقی شود.

 

 

 

2- به نظر شما در حالی که رهبر معظم انقلاب از افول آمریکا سخن به میان آورده و تصریح دارند هر کس که از قطار انقلاب پیاد شود، باخته است به نظر شما طرح مذاکره با آمریکا با اتکاء به بیانات رهبر معظم انقلاب از چه موضوعی از سوی برخی جریان های سیاسی حکایت دارد؟

در رابطه با بیانات حضرت آقا در امریکا باید به نشانه ای این افول توجه کنیم، شاهد کاسته شدن قدرت نرم و نفوذ امریکا در عرصه بین المللی هستیم که به دو نمونه اش من فکر میکنم باید از لحاظ روحی و سیاسی اشاره بکنیم؛ الان بیان این مسئله که تشکیل ارتش اروپایی توسط مکرون را ما شاهد بودیم در چند هفته گذشته که بیان این مسئله نشانه خطای در استراتژی های ایالات متحده است یا افول در عرصه سیاست های بین المللی برای آمریکاست

 

در بعد دوم هم شکست مفتضحانه ای که ایالت متحده در دادگاه لاحه داشت به جهت شکایت دیپلمات های ما که نتیجه ای جز بیان افول ایالت متحده در عرصه حقوق بین الملل نداشت. لذا در شرایط فعلی نظر توسط هر شخصی ولو متفاوت با نظر و نگاه رهبری بنا بر فرمایش خود حضرت اقا نه جرمه و نه معارضه ای با اون میشود. ضمن اینکه تاکید مجددم بر این مسئله که نظر افراد رو باید فارغ از جناح سیاسی اونها بر این مسئله مورد کنکاش کارشناسی قرار دهیم و معتقدم چنین نگاهی در شرایط مذاکره با امریکا با اثبات بدعهدی آنها غیرعقلانی است.

 

3- آیا طرح سازش با تعابیری همچون «تعامل» به نوعی عدم توجه به ظرفیت های درونی و سیاست های درونزا به ویژه اقتصاد مقاومتی نیست؟

 

در عرصه سیاست بین الملل هر واژه ای مشخصا تعبیر مختص  به خودش را دارد سازش در چارچوب حقوق بین الملل به معنای صلح تلقی میشود و تعامل به عنوان بده بستان حالا به زبان خودمانی بخواهیم بگویم. طبیعی است که با در نظر گرفتن تفاوت های این دو واژه سازش جمهوری اسلامی و ایالت متحده غیر قابل انجام است اما تعامل در موارد خاص و معین یک امر طبیعی و بدیهی  که در ادوار اسلامی قابل انجام و امکان است.

 

لذا سازش رو در تضاد کامل با سیاست های درون زا می بینم اما تعامل با تمام دول قانونی را هم راستای با اقتصاد مقاومتی و توجه به پتانسیل داخلی می بینم.

 

4- پیام شما به کسانی که خط مستمر خود را تعامل، مذاکره و سازش با آمریکا را دنبال می کنند، چیست؟

 

اگر برخی به دنبال تعامل هستند باید توجه آنها را به این معطوف کنیم که اساسا به دنبال چه داد و ستدی هستند یعنی در حوزه همان تعامل با توجه به تفاوت نگاه با سازش  که اساسا این تعامل باید داد و ستد در چه حوزه ای باشد و با در نظر گرفتن هر نوع فایده ای داد و ستد میتوا نیم آنرا مورد بررسی قرار دهیم.

 

مذاکره در شرایط فعلی از دید بنده عقلانی نیست و قدم زدن با یک دیو صفتی چون ترامپ دارای یک نتیجه بیشتر نمیدانم و اون هم شکسته شدن سر است.

 

و البته این رو هم باید اشاره بکنم در رابطه با بحث سازش، سازش میان ایران و امریکا امری ناممکن در اینده نزدیک هست.

 

سازش تنها در یک صورت رخ میدهد که  آنهم  این هست که یا جمهوری اسلامی نباشد یا ایالات متحده امریکا نماند که صد البته با در نظر گرفتن صعود و افول های موردنظر که حالا بالاتر هم مورد اشاره قرار دادیم ان شاالله در اینده نزدیک شاهدش خواهیم بود که جمهوری اسلامی ایران با دولتی برامده از خرد، فهم، درک، احترام و قانونمندی در امریکا بتواند سازش داشته باشه که ان دولت براومده از خرد و فهم و درک و قانونمندی مردم اجتماع امریکا باشد.

 

5- ترسیم ما از جریان هایی که خط  سازش و مذاکره با آمریکا را مطرح می کنند، چیست؟

 

برخی از روی دلسوزی دنبال سازش هستند که به دلیل جهل و نااگاهی به عمق تفاوت های اجتماعی جمهوری اسلامی و ایالات متحده طرح سازش می کنند برخی هم از روی عداوت با نظام طرح سازش رو پیگیری می کنند؛ طبیعی است که در بسیاری از ادوار بر هر افراط و تفریطی خیانت های عامدانه نااگاهانه پدید می آید اما در رابطه با مذاکره موضوع متفاوت است امیدوارم آمریکایی ها به سر عقل بیایند و به پایبندی به نتایج مذاکرات قبلی و قواعد و ساختارهای حقوق بین الملل علائم معقول برای مذاکره در موارد خاص معین مورد پذیرش هر دو طرف را ان شاالله شاهد باشیم.

 

 

 

انتهای پیام/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر