گفتگو با جلیلی، تحلیلگر مسائل سیاسی

کد خبر: 2954

هم اندیشی با نخبگان و تیم­های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داخلی جایگزین مذاکره با بیگانه شود.

به گزارش کردستان خبر، «مذاکره؛ آری یا نه؟» سوال غالب این روزهای فضای سیاسی کشور است که از فعالان سیاسی و مدیران و مسئولان تا مردم به آن پاسخ می‌دهند، درست از زمانی که دونالد ترامپ،‌رییس‌جمهوری آمریکا در نشست خبری مشترک با نخست‌وزیر ایتالیا گفت که حاضر است «بدون پیش شرط» با ایران پای میز مذاکره بنشیند؛ گزاره «بدون پیش شرط» باعث شد تا تصویر مذاکرات احتمالی با آمریکا روی دیگری نیز داشته‌باشد.

 

چهره های مختلف سیاسی،‌اجرایی،‌قضایی و ... در مورد مذاکره با آمریکا نظر دادند. گروهی از موافقت توام با احتیاط صحبت کردند و گروهی هم این پیشنهاد را بازی جدید ترامپ توصیف کردند، برای مثال علی‌اکبر ناطق‌نوری،‌عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت که این پیشنهاد تامل برانگیز است اما نباید ذوق‌زده و دستپاچه شویم که ترامپ سواستفاده کند و نباید ابتدا به ساکن این پیشنهاد را رد کنیم بلکه باید چنین پیشنهادی در شورای عالی امنیت ملی مورد بحث قرار بگیرد یا مصطفی تاجزاده نیز گفت اگر جای روحانی بود اعلام می‌کرد به رغم همه بی‌اعتمادی‌ها به ترامپ حاضر است برای نیل به صلح پایدار درباره همه مسائل به ویژه لزوم تغییر بی‌ثبات‌ساز امریکا در خاورمیانه و مداخلات گذشته‌اش در ایران در حاشیه اجلاس سازمان ملل با او صریح و شفاف گفت‌و‌گو کند.

 

گرچه موافقان این پیشنهاد کمتر از مخالفانی بودند که بی‌اعتمادی و بی‌تعهدی این کشور را یادآوری می‌کردند اما همین «مذاکره بدون پیش شرط» آن هم در شرایط کنونی باعث باز شدن باب بحث و بررسی ماهیت این اتفاق شد و حالا در فضای سیاسی کشور شاهد صحبت از «مذاکره با امریکا» هستیم. گزاره‌ای که در میان مردم  به عنوان تصمیم‌گیرندگان و صاحبان اصلی کشور موافق و مخالفانی دارد.

 

در این موضوع با حبیب اله جلیلی، مدرس دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی به گفتگو نشستیم که در ادامه  این مصاحبه اختصاصی کردستان خبر را می خوانید

 

 

سوال, در شرایطی که دور جدید تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز شده، برخی از جریان های سیاسی گرچه تاکید بر ظالمانه بودن تحریم ها تاکید دارند اما تصریح می کنند که با مقاومتی چند ماهه و رسیدن به نقطه قوت باید مذاکره با آمریکا را کلید زد. نظر شما در این خصوص دیدگاه های مطرح شده از سوی این جریان چیست؟

 

از ابتدای انقلاب تا کنون هر دولتی با هر رویکردی و با هر جناح سیاسی که سکان قدرت و خدمت را به عهده گرفته در جهتِ برون رفت از مشکلات و حل موانع متعدد پیش رو، جهت گیری­های خاصی داشته و دیدگاه های متفاوتی را دنبال نموده اند، درباره دولت فعلی نیز باید گفت که بر اساس دیدگاه ها و عملکردهای صورت گرفته، دولت فعلی گره مشکلات را در داخل نمی بیند بلکه معتقد است گره مشکلات در خارج از مرزهاست و در عرصه بین الملل باید به دنبال گره­گشایی موانع بود، لذا سعی دارد با هدف رایزنی با کشورهای دیگر و قدرت­های مهم نسبت به حل مشکلات اقدام کند.

 

از طرفی این درست برخلاف آنچه در جامعه می بینیم بحران مشکلات امروز را اقتصاد نمی داند بلکه آنرا از دیدگاه سیاسی مدِنظر قرا می دهد؛ یعنی هم در خارج از کشور به دنبال راه حل است و هم سرمنشا آن را یک موضوع سیاسی می داند؛ لذا این دو مورد را طی چند سال گذشته به عنوان هدف، دولت مورد اقدام قرار داده است.

اینکه دولت امروز ظرفیت­های داخل را کنار گذاشته و منابع عظیم را نمی بیند و جدای از عدم توجه به داخل و توجه به ظرفیت های درونی جمهوری اسلامی در صدد جلب حمایت خارجی است؛ موضوعی است که سبب شده فعالیت های درون­زا عقیم بماند. از سویی جریان لیبرال در طول این سال‌ها تلاش کرده با نگاه به غرب و فضا سازی از طریق رسانه های خود این گزاره را در میان افکار عمومی القا کند که برای حل مشکلات کشور به خصوص مسائل اقتصادی باید با آمریکایی ها مذاکره و توافق کرد، اما برجام نمونه عینی است که همه جریان های سیاسی باید بر این مطلب واقف باشند که آمریکا قابل اعتماد نیست و حتی مذاکره با آمریکا هم هیچ دردی را درمان نمی کند همانطور که در ضرب المثل خودمان می گوییم ما را به خیر تو امیدی نیست شر مرسان.

 

 

سوال؛  به نظر شما در حالی که رهبر معظم انقلاب از افول آمریکا سخن به میان آورده و تصریح دارند هر کس که از قطار انقلاب پیاد شود، باخته است به نظر شما طرح مذاکره با آمریکا با اتکاء به بیانات رهبر معظم انقلاب از چه موضوعی از سوی برخی جریان های سیاسی حکایت دارد؟

 

برای روشن شدن بهتر این مسئله از زبان خود آمریکا، پیام هایشان را مطرح می کنیم، ببینید کسینجر وزیر خارجه اسبق امریکا می گوید هرگاه ایران دست از این روحیه انقلابی خود و ماهیت انقلاب نظام اسلامی بردارد و از مواضع خود عقب نشینی کامل کند آنوقت آمریکا به مثابه قبل رفتار خواهد کرد. این حرف سخیف را ببینید و مقایسه کنید با آنچه که امروز در صحنه بین الملل مشاهده می کنیم. آمریکا مشکلش ایران هسته ای نیست، موشکی نیست، بلکه مسئله فراتر از این حرف هاست و بی تردید مشکل آمریکا با ایران بخاطر انقلاب و ماهیت اسلامی بودن انقلاب است و چون بنا به گفته قرآن که اگر مسلمان هستیم و اعتقاد داریم "ان الباطل کان زهوقا" پس اگر باطل از بین رفتنی است و اگر رو به زوال است ماهیت آمریکایی ، پس چرا اعتقاد و اعتماد به آنها؟! پس چرا آزمودن آزموده­ای که با بارها و بارها خلف پیمان کرده و به قول خودمان زیرِ میز زده و هر چه رشته کردیم پنبه کرده. اینجاست که رهبری معظم می فرمایند آن کسانی که گرایش به این دارند که برویم با آمریکایی ها سازش کنیم بیخودی نقشه بی اساس و بی پایه می­کشند، آمریکا رو به افول است. حتی ایشان نشانه هایی از افول قدرت نرم و قدرت سخت آمریکا را هم جهت روشن شدن این قضیه مطرح می کنند. اینکه دولتهای مختلف با تصمیم های آمریکا مخالفت می کنند (مانند چین، روسیه، اروپا، هند، آفریقا، آمریکای لاتین و ...)؛ اینکه آمریکا در اثرگذاری بر استقلال طلبی جوان ایرانی ناتوان و ناکام مانده؛ اینکه مردم دنیا با اغلب تصمیم های آمریکا مخالفت می کنند؛ اینکه خیلی از جامعه شناسان دنیا بر فرسوده شدن قدرت نرم آمریکا اذعان دارند؛ و یا در مورد افول قدرت سخت بر موضوعاتی چون شکست آمریکا در عراق و سوریه و لبنان و پاکستان و افغانستان و یا هفت تریلیون دلاری که آمریکا در منطقه غرب آسیا هزینه می­کند و یا پانزده تریلیون دلاری که آمریکا بدهکاری دارد و یا هشتصد میلیارد دلار کسری بودجه آمریکا همه و همه نشانه های مبرهنی است از افول قدرت آمریکا. با تمام این تفاسیر و ادله آیا باز آمریکا قدرت برتر دنیاست؟

 

حتی روی دیگر سکه، به برخی سیاسیون باید گوشزد کرد که به چه علت باید به آمریکا اعتماد کرد؟ آیا این آمریکا همان آمریکایی نیست که در سالهای ابتدایی انقلاب جنگ را با واسطه به ایران تحمیل کرد، پول­های ایران را بلوکه کرد، هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران را بر فراز خلیج فارس از بین برد و مسافران بی گناه آن­را به خاک و خون کشید. غائله کودتا را در زمان های متعدد علیه ما به راه انداخت و هزینه های فراون را یکی پس از دیگری بر انقلاب ما تحمیل کرد. آیا این آمریکا قابل اعتماد است ؟! آیا این خوی استکبار قابل عوض شدن است؟! بی تردید او هر چه بتواند در هر جای کشور و با هر بهانه ای ایجاد فتنه خواهد کرد و به راستی او زمانی کوتاه خواهد آمد که ما از قطار انقلاب پیاده شویم.

 

 

سوال- آیا طرح سازش با تعابیری همچون «تعامل» به نوعی عدم توجه به ظرفیت های درونی و سیاست های درون­زا به ویژه اقتصاد مقاومتی نیست؟

 

نه تنها امروز در جامعه ما سازش با تعابیری چون تعامل جا­به ­جا می­شود که تعابیر متعدد دیگری نیز وجود دارد که متاسفانه امروز در صحنه سیاسی رنگ عوض کرده اند همانگونه که در تفسیر برخی از سیاسیون امروز جای شهید و جلاد عوض شد همانگونه که مسئله مهمی چون نفوذ را توهم توطئه خواندند و خیلی از مسائل دیگر که اگر درست بنگریم و نیک بیندیشیم، عقب نشینی از ظرفیت های درونی و پتانسیل های عظیم داخلی است. اگر پرواضح ببینیم خواهیم دید که سازش پذیرفتن مسئله و تسلیم و مذاکره در اوج ذلت است اما تعامل پذیرفتن با قاعده مسئله و چانه زنی در اوج قدرت است. پس چرا سعی داریم بر سر موضوعی که حق مسلم ما بوده و خواهد بود سازش کنیم. آیا نیروی انسانی عظیم کشور که به عنوان مهمترین مولفه در قدرت ملی محسوب می شود کم ظرفیتی است! که ما مجبور به سازش بشویم آیا منابع زیرزمینی، رو زمینی و امکانات متعدد و مختلف ما پاسخگوی پیشرفت ما نیست که مجبور به عقب نشینی از مواضع خود می شویم. چرا در صدد احیای سیاست های کلی اصل 44 قانون اساسی و سپردن امکانات دولت به بخش خصوصی و یا پرداختن به سیاست های اقتصاد مقاومتی که شکوفایی اقتصاد را به طور قطع به همراه خواهد داشت، نیستیم!؟ پس بی تردید آنچه مشخص است خط روشنی است از توانمندی ها، ظرفیت ها، پتانسیل ها و امکاناتی که می­تواند ما را از جنگی که بر علیه ما برپا ساخته اند به سلامت به سر منزل عافیت رهنمون سازد به شرطی که دولت و دولتمردان قاعده بازی در رینگ مبارزه را به خوبی بلد باشند و از دشمن برای خود غولی بی شاخ و دم نسازند.

 

 

سوال - پیام شما به کسانی که خط مستمر خود را تعامل، مذاکره و سازش با آمریکا را دنبال می کنند، چیست؟

 

پیام اصلی و اساسی نه تنها امثال بنده که دلسوزان نظام به دولت محترم این است که چرا به جای مذاکره با بیگانه، مذاکره و هم اندیشی با نخبگان داخلی، مذاکره با جوانانِ خودمان، مذاکره با تیم­های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خودمان را مورد استفاده قرار نمی دهید؟؟! آیا براستی اگر بجای چند سال مذاکره با بیگانه ، نصف آن زمان را با مردم خودمان مذاکره می کردید زودتر و بهتر و صحیح­تر راه را پیدا نمی­کردید ؟! و به قول خودتان کلید تدبیرتان قفل مشکلات را باز نمی کرد. استدعای خواهش مردم ما امروز، این است که دولت آغوش خود را برای پذیرفتن انتقادات و پیشنهادات و راهکارهای مردم باز کرده و با مردم خود براحتی سخن بگوید. شما ببینید در پیوست 5 برجام اگر نگاه کنید جمهوری اسلامی ایران 11 تعهد خود را بطور کامل اجرا و انجام داده است اما در قبال این 11 تعهد آیا آمریکا کاری کرده است؟ تنها کاری که آمریکا کرد این بود که توافق را برهم زد و تمام تعهدات خود را زیر پا گذاشت. پس چرا این همه زمان را با مذاکره با کسانی هدر دهیم که نه تنها دلسوز مردم ما نیستند که جنایات زیادی هم علیه ما انجام داده اند و به تنها چیزی که فکر می کنند براندازی نظام و تجزیه آن است.

 

 

سوال پایانی- ترسیم شما از جریان هایی که خط  سازش و مذاکره با آمریکا را مطرح می کنند، چیست؟

 

نخبگان انقلابی وظیفه دارند استراتژی دشمن بزرگ ایران و حامیان لیبرال و نو لیبرال آن در داخل کشور را برای مردم تبیین کنند و این مهم را یادآور شوند که اگر مذاکره با آمریکا و سازش با این کشور قرار بود مشکلات جاری را حل کند در قضیه برجام این مشکلات حل می شد و آمریکایی ها به تعهدات خود پایبند می ماندند، جریان­ها و یا خطوطی که سعی در ربط و بسط دادن تمام مشکلات به خارج هستند و در تمام برهه ها و زمان ها، آمریکا را به عنوان منجی معرفی می کنند به فرموده رهبری معظم یا در فهم مسئله دچار جهل و خطا هستند و یا اگر می دانند که چه می کنند قطعا خائن به نظام هستند که در هر دو صورت به نظام و مردم ضربه خواهند زد. به گفته خیلی از صاحب­نظران، قدرت آینده دنیا در اختیار کشورهایی خواهد بود که هم قدرت سایبری خود را افزایش و ارتقا داده و سهم بسزایی در این عرصه برای خود قائل می باشد و هم در عرصه قدرت هسته ای بتواند عرض اندام کند پس اگر دولتمردان ما در صدد دستیابی ایران عزیز به پله های رشد و ترقی در عرصه سایبری و هسته ای هستند نباید به راحتی اجازه دهند خطوط سیر پیشرفت ایران اسلامی مورد دستبرد بیگانگان قرا گیرد چرا که این انقلاب و این پیشرفت مدیون خون هزاران حججی و شهریاری است که در صورت معامله با خون شهدا فردای قیامت باید پاسخ این خون داده شود.

 

 

انتهای پیام/

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر